واقعیت داستان زندگی ما
گاه چقدر زود دیر میشود....
یک روز برای همیشه خواهی رفت....حسابت را فراموش نکن....خوب باش
و دوباره باید بروم به سمت داستان ل...با انبوهی از توکل....که بدون آن زندگی ناممکن می نماید
هنوز هم نگران بیماری هستم....عین همان سال اول رزیدنتی.....خدا عاقبتمون را بخیر کنه
برچسب: باید گذاشت و گذشت,بايد گذاشت و گذشت,گاهی باید گذاشت و گذشت,که باید گذاشت و گذشت,دیر یا زود باید گذاشت و گذشت,که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت,گاه باید گذاشت و گذشت,شعر باید گذاشت و گذشت,بعضی وقتها باید گذاشت و گذشت,
نویسنده: کیارش باقری